|
نام دوره: تصویر برداری به روش MRI(مقدماتی) ساعت دوره: 30 ساعت
فهرست مطالب
1-
اهداف رفتاری
2- مقدمه
الف- مباني فيزيکي MRI
ب- مواد پارامگنت
3- انواع دستگاهها و
قسمتهاي اساسي یک بخش
4-
موارد عدم کاربرد MRI
5-
توالي هاي پالسي متداول
الف- Spin
Echo
ب- بازیافت معکوس
ج- گرادیان اکو
6- آمادگي هاي قبل از انجام MRI
7-
فاکتورهاي تکنيکي موثر در کيفيت تصوير
الف- میدان نمایش
ب- ضخامت مقطع تصویرگیری
ج- فاصله گذاری
د- ابعاد ماتریکس
ه- تعداد تحریکات
8- زمان
انجام يک پروتکل
9- نكات كليدي
10-
تکنيکهاي تصويربرداري MRI از سر
الف-مغز
ب- لوب تمپورال
ج- گوش داخلی
د- هیپوفیز
ه- چشم ها
و- مفصل گیجگا هی فکی
11-
نکات کلیدی
12-
منابع
13-
خودآزمایی
مقدمه
:
مباني
فيزيکي تصويربرداري به روش تشديد ميدان مغناطيس :
پروتون
هاي داخل هسته اتم هاي هيدروژن داراي بار
الکتريکي و ميدان مغناطيسي کوچکي هستند . اين ميدان هاي کوچک به دور محور خود چرخش
اسپيني دارند. هر کدام از ميدان هاي مغناطيسي ، يک ممان دو قطبي مغناطيس ناميده مي
شود.
در
شرايط عادي و بدون حضور ميدان مغناطيسي خارجي ممان هاي دو قطبي مغناطيس به صورت
تصادفي جهت مي گيرند و اثر هم را خنثي مي کنند . در اين حالت ميدان مغناطيسي منتجه
صفر خواهد بود. هنگامي که بيمار در داخل ميدان آهن رباي قوي (Magnet ) دستگاه MRI قرار مي گيرد ، کمي بيش
از نيمي از اسپين ها در جهت ميدان و کمي کمتر از نصف اسپين ها در خلاف جهت ميدان
قرار مي گيرند . برآيند ممان هاي مغناطيسي
نهايتاً يک ممان مغناطيسي منتجه در جهت ميدان خواهد بود .
ممان
منتجه با فرکانس موسوم به فرکانس لارمور حول ميدان مغناطيسي خارجي همانند فرفره
دوران مي نمايد.
در
رابطه بالا ˚ω امگا معادل فرکانس لارمور ، γ ثابت ژيرو مغناطيس و ˚В
شدت ميدان مغناطيسي خارجی می باشد .
واحد
شدت ميدان مغناطيسي تسلا ( T) ، واحد ثابت ژيرو مغناطيس تسلا/ مگاهرتز
و واحد فرکانس لارمور هرتز ( HZ) مي باشد. ثابت
ژيرومغناطيس براي هر نوع هسته تحت آزمون ، مقدار ثابت است.
فرستادن
پالس RF به داخل بدن که داراي
محدوده فرکانس در بر گيرنده فرکانس لارمور است . دو اثر عمده دارد :
1- تعدادي از پروتون ها انرژي جذب کرده و در جهت
مخالف ميدان خارجي (Antiparallel ) قرار مي گيرند و بدين ترتيب از شدت بردار مغناطيسي طولي کاسته
مي شود .
2-
پروتون ها به صورت هم فاز حول محور ميدان مغناطيسي حاصل از RF مي چرخند و بردار (Vector ) عرضي را ايجاد مي
نمايند.
جزء
عرضي بردار ممان دو قطبي مغناطيسي يا net magnitization يک سيگنال قابل اندازه گيري بوسيله آنتن توليد
مي کند .
به
محض قطع پالس RF بردار عرضي شروع به ناپديد شدن مي کند و برعکس بردار مغناطيسي
طولي بتدريج افزايش مي يابد تا اينکه بردار منتجه اوليه قبل از تابش به دست آيد و
سيگنال قابل اندازه گيري محو گردد.
با
ارسال مجدد پالس راديويي˚90 ممان دو قطبي مغناطيس منتجه يا net magnitization مجدداً ˚90 خم شده و
دوباره سيگنال دريافت خواهيم کرد.
در
اين قسمت دو پارامتر زماني مطرح مي گردد:
زمان
آسايش T1= زماني که طي آن 63% از
بردار مغناطيس طولي احياء مي شود را زمان آسايش طولي ياtime
Longitudinal relaxation گويند .
وقتي
که پالس RF قطع مي شود بردار مغناطيس طولي دوباره افزايش مي يابد. بازگشت
بردار مغناطيس طولي را با زمان آسايش T1 ) Relaxation) نشان داده مي شود .
همزمان
با T1 بردار مغناطيس عرضي کاهش يافته و ناپديد مي شود . اين بازگشت با
زمان آسايش( T2 Relaxation) بيان مي شود .
زمان
آسايش T2 = زماني که بردار
مغناطيس عرضي کاسته شده تا به 37% ميزان اوليه برسد را زمان آسايش T2 يا
زمان آسايش عرضي Transversal relaxation time گويند . البته آسايش
هاي طولي و عرضي دو پديده مختلف و مستقل هستند ولي بطور همزمان انجام مي گيرند .
|